چرا به امام صادق(علیه السلام) رئیس مذهب شیعه می گویند

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی گفت: کسانی که نتوانستند نظم اسلامی را با جنگ و تحریم و… وادار به تسلیم کنند حالا از طریق شبهه افکنی به فکر افتادند تا در جوانان نفوذ کنند و مسلمانان را از هم متلاشی سازند و دچار تشتّت نمایند یعنی همان شرایط زمان امام صادق(ع) در عصر حاضر نیز به وضوح مشاهده می شود.

به گزارش سادس ، در سالروز شهادت رئیس مذهب تشیع حضرت امام جعفرصادق (ع)، ضرورت واکاوی ابعاد علمی و فکری آن حضرت برای شیعیان آن امام بزرگوار و آحاد امت اسلامی امری انکار ناپذیر می باشد.

از این رو تبیین فعالیت های فکری و علمی ایشان به عنوان رئیس مکتب جعفری و نیز تحلیل و بررسی نقش بی بدیل آن حضرت در شبهه زدایی از جامعۀ اسلامی و تشریح کرسی های علمی در مکتب امام صادق(ع)، ما را برآن داشت تا با بهره گیری از اندیشه های ارزشمند مرجع عالی قدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی برخی از زوایای مهم در این مسأله را مورد واکاوی قرار دهیم.

لذا متن پیش رو گفتار منتشر نشده ای است از معظم له که درتاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ و در شب شهادت امام جعفر صادق(ع)در حرم مطهر امام رضا(ع) در صحن جامع رضوی بیان گردید،که در این فرصت و در سالروز شهادت رئیس مکتب جعفری به محضر عاشقان و شیفتگان و دلدادگان امام جعفر صادق(ع) تقدیم می گردد.

چرا عنوان رئیس مذهب مربوط به امام صادق(ع) است؟

در آغاز سخن بایداین مسأله مهم را مطرح نمود که چرا عنوان رئیس مذهب مربوط به امام صادق(ع) است؟ با اینکه امام ششم قائدتاً نباید این عنوان را داشته باشد ، زیرا رئیس مذهب علی بن ابیطالب (ع) و به یک معنا شخص خاتم الأنبیاءرسول اکرم(ص) است.

برای آنکه آن حضرت خطاب به حضرت علی (ع) کرد و فرمود: «یا علی انت و شیعتک هم الفائزون»(ای علی ! تو و شیعیانت از رستگاران روز قیامت هستید).

بنابراین لقب شیعه را پیغمبر(ص) به پیروان مکتب حضرت علی(ع) داد، این قول در منابع شیعه و منابع اهل سنت نوشته شده است.

هم چنین باید اذعان نمود برای اینکه حضرت علی(ع) خانه نشین بود ، نشر احکام به وسیلۀ آن حضرت کمتر اتفاق افتاد، در پنج سال حکومت هم آن حضرت گرفتار مشکلات،جنگ­ها و مخالفت ها بود.

دوران حضرت علی(ع) گذشت ، دوران امام حسن(ع) و امام حسین(ع) با خفقان شدید از سوی بنی امیه طی شد و اجازه نشر احکام برای آن بزرگواران میسّر نبود.

دوران امام سجاد(ع) خفقان بیشتر گردید، و کار به جایی رسید که دشمنان اهل بیت(ع) سفارش کرده بودند هر زمان شیعیان حضرت علی(ع) را در هر کجا، بیابان یا شهر پیدا کردند به قتل برسانند، لذا کسی جرأت نداشت بگوید من شیعۀ علی(ع) هستم یا اینکه به سراغ امام سجاد (ع) برود و از آن حضرت احکام و معارف اسلامی سوال کند، اگر کسی نامش علی بود ناچار بود نامش را مخفی کند،خفقان اینچنینی اجازه نشر احکام را نمی داد.

امام صادق(ع) و اهتمام به نشر علم

در آغاز دوران امام باقر(ع) دوران سراشیبی حکومت بنی امیه بود ، بنی امیه به خودشان و اختلافات خودشان مشغول بودند، از این رو یک آزادی نسبی فراهم گردید ، امام باقر(ع) پرچم نشر احکام و علم و دانش را بلند کرد، چراغ علم و دانش را برافروخت، کسانی که در گمراهی و تاریکی و جهل بودند با دیدن این چراغ نورانی به سوی آن حضرت شتافتند و این مسأله در دوران امام صادق(ع) گسترش بیشتری پیدا کرد.

کار به جایی رسید که چهار هزار نفر از محضر امام صادق(ع) درس دین آموختند؛ در عقاید، معارف، فقه، اخلاق و تفسیر و درهمۀ مسائل اسلامی از بیانات آن حضرت استفاده کردند و در همه جا یعنی در مدینه، کوفه و مکه..سخن از مکتب علمی امام صادق (ع) بود.

راوی می گوید؛ من یک زمان در مسجد پیغمبر(ص) بودم دیدم نهصد نفر نشسته بودند و صحبت می کردند، همۀ آنها می گفتند قال الصادق(ع)…قال الصادق(ع)…، و اینچنین علم و دانش به وسیلۀ آن حضرت گسترش پیدا کرد، لذا اگر گفته می شود رئیس مذهب به واسطۀ نشر علم است.

در روایتی که أبو زهره در کتاب الامام الجعفر الصادق نوشته است قریب به این مضمون را می خوانیم، منصور دوانیقی وقتی شهرت علمی امام صادق(ع) را دید ترسید مبادا همین شهر علمی سبب شود مردم دور آن حضرت را جمع گردند و حکومت بنی عباس به خطر افتد، لذا با خودش گفت باید عالم را به وسیلۀ عالم جواب بدهیم.

لیکن منصور دوانیقی عالم­ترین فرد زمان خودش را ابوحنیفه دید، از او دعوت کرد و او آمد؛ منصور گفت برنامه مهمی را برای تو درنظر گرفتم،چهل مسألۀ مهم علمی را تدارک ببین و من نیز امام صادق (ع) را دعوت خواهم کرد،سپس تو در این چهل مسأله علمی در یک فرصت امام صادق(ع) را به چالش بکشان که ما نیزهمه جا تبلیغ کنیم عالم تر و دانشمند تر از او نیز پیدا می شود.

ابو حنیفه (پیشواى مذهب حنفى) گفت: من فقیه‏تر از جعفر بن محمّد ندیدم، لذا مأموریت سنگینی به من داده ای من علم این مرد را می دانم اگر بخواهم بر او غلبه کنم کار آسانی نیست.

منصور دوانیقی امام صادق (ع) رادعوت نمود و در کناردست خودش در جایی با احترام نشاند و گفت، ابوحنیفه جزو فقهای عراق است مسائلی دارد اجازه می دهید مطرح کند؟ابوحنیفه هم مسائل را پی در پی مطرح می کرد لیکن پاسخ امام جالب بود.

ابوحنیفه در تشریح این ماجرا می گوید؛ آنگاه منصور به من رو کرد و گفت: اى ابو حنیفه! سؤالات خود را مطرح کن. من نیز سؤالات خود را مطرح کردم و آن حضرت به من پاسخ مى‏داد و مى‏گفت: پاسخ آن به نزد شما این است و اهل مدینه چنین پاسخ مى‏گویند و ما چنین مى‏گوییم. نظر او گاه با نظر مردم مدینه موافق بود و گاه با همه ما مخالف بود. تا آنکه من هر چهل مسأله را پرسیدم و او به همین گونه پاسخ داد».

سپس ابو حنیفه مى‏افزاید: «آیا ما روایت نمى‏کنیم که داناترین مردم کسى است که به اقوال مختلف از همه آگاه‏تر باشد (بنابراین، جعفر بن محمّد از همه مردم آن زمان عالم‏تر بود)».

وقتی این مسائل به خوبی از جانب امام صادق(ع) پاسخ داده شد منصورکینه حضرت را به دل گرفت و بر قتل آن حضرت مصمم شد زیرا موقعیت خود را به شدت در خطر می دید.

صیانت از تشیع؛ شاخصۀ کلیدی در مکتب علمی امام صادق(ع)

بدیهی است امام صادق(ع) دو خدمت مهم دیگر هم به اسلام و مکتب تشیع کرد که اگر آن حضرت را رئیس مذهب می خوانند این دو مولّفه مهم نیز در آن نقش کلیدی دارد.

اول. می دانیم اسلام در آن زمان گسترش عجیبی پیدا کرده بود، تمامی کشورهای تقریبا آباد آن عصر و زمان در زیر پرچم اسلام گرد آمده بودند ، لذا از آنجا که این تازه مسلمانان از مذاهب و ملّیت های مختلف، عقاید و سنت های مختلف بودند ، به تبع آن این آموزه های انحرافی به میان مسلمانان وارد گردید.

گفتار جمعیت مسیحیان، جمعیت زرتشتیان، فلاسفه یونان و فلاسفه روم..خیلی از مسائل در جامعۀ اسلامی به هم ریخت، حتی طرفداران مکاتب مادی هم عقایدشان را آشکارا در جامعه اسامی مطرح می کردند، امام صادق(ع) در این برهه باید با این افکار التقاط وارداتی مقابله نماید و اسلام اصیل را بر همۀ مردم عرضه نماید، که در عمل نیز آن حضرت به نحو احسن در شبهه زدایی از جامعۀ اسلامی عمل نمود.

دوم. خطر نفوذیها بودند زیرا دیدند فرصت خوبی است و می­شود بر ضد اسلام تبلیغات نمود، لذا با خود گفتند اگر نتوانیم حکومت اسلامی را ساقط کنیم لاأقل عقاید اسلامی را از درون مورد هجوم و تهدید قرار می دهیم و جوانان مسلمان را از اسلام دور می کنیم، کار به جایی رسید که مفضل بن عُمر از اصحاب امام صادق(ع) می گوید؛ در مسجد پیغمبر(ص) و در کنار قبر آن حضرت ابن ابى العوجا مادی رادیدم که تبلیغات مادی گری(انکار خدا و دین) می کند ، نزدیک رفتم و فریاد کشیدم و او را از این کار بازداشتم، او در جواب گفت به نظر می رسد از اصحاب امام صادق (ع) باشی، امام تو این گونه با من سخن نمی گوید و با دعوا صحبت نمی کند بلکه پاسخ پرسش هایم را به گونه ای جواب می دهد که من در پاسخ مجدد حیران و درمانده و مستأصل می مانم.

مفضل می گوید؛ همین که این جمله را شنیدم به محضر امام صادق(ع) رسیدم ؛ عرض کردم یابن رسول الله اسلام در خطر است، مادی گری و انکار خدا در کنار قبر پیغمبر؟! حضرت فرمودند؛ فردا صبح اول طلوع آفتاب نزد من بیا تا دلایل خداشناسی را بگویم، مفضل می گوید صبح تا ظهر دلایل خداشناسی از آسمان، زمین، ستارگان، حیوانات، دریاها،کوه­ها،بیابان…را بیان فرمودند تا اینکه اذان ظهر شد که حضرت فرمودند؛ برو فردا صبح اول وقت بیا، دوباره روز دوم آمدم و تا ظهر دلایل خداشناسی را از آن حضرت فرا گرفتم، لیکن این معارف تمام نشد و من تا چهار روز رفتم و استفاده کردم.

از این رو یک کتاب به نام توحید مفضل در اختیار ما است که مجموعۀ فرمایشات امام صادق (ع) در این چهار روز است، یعنی حضرت در برابر موج تبلیغات بیگانگان ایستاد لذا اینگونه امام جعفر صادق(ع) رئیس مذهب است چرا رئیس مذهب نباشد؟

دانشگاه جعفری؛ شاخصۀ بنیادین در حفظ مذهب راستین تشیع

نکتۀ دیگر این است که باید به عمق مکتب علمی و جهاد علم و دانش امام صادق(ع) معرفت پیدا نمود، شاگردان آن حضرت هر کدام در یک بخش از علوم تخصص داشتند، لذا علم شاگردان امام صادق(ع) بر ابتکار آن حضرت در ترسیم و تفکیک رشته ها و شاخه های علم استوار گردید.

روایت قریب به این مضمون است مردی اهل شام خدمت امام رسید عرض کرد سوالی دارم دربارۀ قرآن، لطفاً پاسخ بفرمایید، اصحاب حضرت دور ایشان حلقه زده بودند، امام فرمود؛ حمران جواب این مرد را دربارۀ قرآن بده، آن مرد عرض کرد پاسخ شما را خواستارم، امام فرمود؛ جواب او جواب من است اگر توانستی او را محکوم کنی من را محکوم کردی لذا آن مرد شامی شروع کرد به سوال کردن و آنقدر سوال کرد تا وا ماند.

حضرت فرمود حمران را چطوردیدی؟ آن مرد شامی عرض کرد؛ خیلی قوی و مسلّط به تمام مباحث قرآنی است.

آن مرد شامی گفت سوال دیگری دربارۀ ادبیات دارم، حضرت فرمود أبان بن تغلب از اصحاب من تخصص در ادبیات دارد پرسش کن، آن مرد سوال کرد و قانع شد.

حضرت فرمود سوال دیگری نیز داری؟ گفت آری در موضوع فقه سوال دارم، حضرت فرمود؛ زراره فقیهی است که در مکتب من فقه آموخته است، سوالات از زراره مطرح شد و آن مرد پاسخ سوالاتش را دریافت نمود و قانع شد.

در ادامه آن مرد شامی عرض کرد دربارۀ عقاید هم سوال دارم، حضرت فرمود آن اقا را می بینی؟ اسمش مومن الطاق است، تخصصش در عقاید و علم کلام است هر سؤالی داری از او بپرس، او هم سوال پرسید و قانع شد.

در نهایت آن مرد شامی گفت اصحاب شما در هر رشته ای تخصص دارند.

بنابراین مکتب امام صادق مکتب علمی جامع و فراگیر بود، لذا الان هر کتابی را در تفسیر، عقاید، فقه، اصول…مورد استفاده قرار می دهیم، قال الباقر(ع)و قال الصادق(ع) به وفور در آن مشاهده می­شود.

آن قدر حدیث از این دو بزرگوار به ما رسیده است که معلوم می شود چرا حضرت را به این عنوان یعنی رئیس مذهب می خوانیم و اینچنین است که در می­یابیم مکتب علم و دانش امام صادق(ع) چقدر وسیع و گسترده بوده است.

یقین بدانید اگر امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و به دنبال آن امام علی بن موسی الرضا(ع) در دوران مأمون در مقابل شبهات بیگانگان از اسلام دفاع نمی کردند قطعاً اسلام متزلزل می گردید.

لذا این بزرگواران بودند که به جای اینکه در مقابل بنی العباس آشکارا قیام غیر موفق کنند، مانند قیام زید بن علی،یحیی بن زید و بعضی قیام­های دیگر،..لیکن قیام علمی کردند و اسلام را نجات دادند.

جابربن حیان که امروز در مغرب زمین و در میان غربى‏ها به عنوان پدر علم شیمى شناخته شده یکى ازدانشمندان بنام اسلام است.

علم شیمى امروز در روزهاى نخستین از کتاب‏هاى جابربن حیان مایه گرفت.

جابربن حیان در قرن دوّم هجرى در میان مسلمانان و در مکتب پیشوایان اسلام مخصوصاً امام صادق علیه السلام پرورش پیدا کرد، جابربن حیان با افتخار می گوید من از شاگردان امام صادق(ع) بودم.

مالک بن انس‏ (پیشواى مذهب مالکى) درباره وى مى‏گوید: «من فراوان به نزد او رفتم، آن حضرت‏ را جز در این سه حال نیافتم: یا نماز مى‏گزارد، یا روزه بود و یا قرآن مى‏خواند. برتر از جعفر بن محمّد (در این عصر) از نظر دانش، عبادت و پرهیزکارى، هرگز چشمى ندیده و گوشى نشنیده و بر قلب هیچ بشرى خطور نکرده است».

ابو حنیفه می گوید: «لو لا السَّنَتان لهلک النّعمان‏؛ اگر آن دو سال (بهره‏ گیرى از محضر امام صادق علیه السلام) نبود، نعمان (نام ابو حنیفه است) هلاک مى‏شد».

باید اذعان نمود مکتب امام صادق(ع) پیامی برای امروز ما دارد،شرایط امروز ما مثل شرایط آن زمان است.

رسانه های غربی با نشر شبهات از گوشه و کنار دنیا در راستای استحالۀ فکری و عقیدتی امت اسلامی به ویژه نظام اسلامی عمل می کنند، لذا کسانی که نتوانستند نظم اسلامی را با جنگ و تحریم و… وادار به تسلیم کنند حالا از طریق شبهه افکنی به فکر افتادند تا در جوانان نفوذ کنند و مسلمانان را از هم متلاشی سازند و دچار تشتّت نمایند یعنی همان شرایط زمان امام صادق(ع) در عصر حاضر نیز به وضوح مشاهده می شود.

اینجا است که باید از همان مکتب ناب امام صادق (ع) بهره جست، لذا علماء، دانشمندان اعم از علمای حوزه های علمیه و اساتید دانشگاه باید با فنون و علوم مختلف اسلامی آشنایی داشته باشند و با شبهات مخالفین مقابله و مواجهه مطلوب و موثر نمایند و از تزلزل عقیدتی و فکری جوانان در جامعه جلوگیری نمایند.

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *