دختر پاروزنی که ستاره شد/ مهسا جاور: جایزه فدراسیون را نگرفتم، چه برسد به حقوق کمیته المپیک

مهسا جاور و آرزوهایی که دارد؛ شاید روحیه‌‌اش مثل قبل از گرفتن سهمیه المپیک نباشد اما این دلیل نمی‌شود که برای موفقیت در برزیل ناامید باشد.

  جاور به قول خودش می‌خواهد در ریو به سمت موفقیت پارو بزند. او قدر ثانیه‌ها را می‌داند و برای تک‌تک آنها برنامه دارد. شاید خیلی‌ها بگویند که روئینگ بانوان به المپیک می‌رود تا فقط و فقط رقابت کند اما حتی اگر این‌طور هم باشد، کسب این تجربه ارزشمند است.

نهمین بانوی المپیکی ایران مهمان ما در کافه خبر بود. او خوش‌قول بود و به‌موقع به دفتر روزنامه آمد. مهسا که همسر محسن محمدسیفی (قهرمان ووشوی ایران و جهان) است، به شانس اعتقاد ویژه‌ای دارد، هرگز دست از تلاش برنمی‌دارد و می‌گوید: «به خاطر ایران، به خاطر مردم ایران و به خاطر همه زحماتی که خودش و خانواده‌‌اش کشیده‌اند، تلاش می‌کند تا خوب پارو بزند و بهترین نتیجه را در المپیک ریو کسب کند.»

* اردوهای تهران، حضور در انتخابی کره‌جنوبی و حال سهمیه المپیک. از حال و هوای آن رقابت‌ها بگو.

بعد از موفقیت در بازی‌های آسیایی و بازی‌های دانشجویان جهان که موفق به شکستن دو رکورد خود شدم، به این باور رسیدم که می‌توانم در کره خوب کار کنم. از طرفی هم می‌دانستیم برخلاف تصورات با سطح رقابت‌های بالایی روبه‌رو می‌شویم. پیش‌بینی هم درست از آب درآمد و رقابت‌ها خیلی سخت بود. واقعاً این را می‌گویم.

* یعنی گرفتن سهمیه برایت سختی بسیاری داشت؟

مسلماً. من از همان ابتدای تمریناتم در تهران تلاش مضاعفی داشتم. بعد از آن هم اردوی چین و تمرین در پیست استاندارد. یک هفته هم زودتر به کره‌جنوبی رسیدیم و به هنگام تمرین، عملکرد سایر نفرات شرکت‌کننده را هم دیدیم تا بر ما سند شود که کار سختی داریم اما خدا را شکر رقابت‌ها را خوب شروع کردم و به واسطه شکستن رکورد قبلی‌ام به میزان ۱۵ ثانیه انگیزه زیادی پیدا کردم. بالاخره نیمه‌نهایی و فینال با یک رکورد خوب به پایان رسید و سهمیه را گرفتم.

* در میان حریفان فینال (اندونزی، کره‌جنوبی، قزاقستان، چین‌تایپه و ویتنام‌) چطور صاحب مدال نقره شدی؟

من تاکنون در عمر ۶ ساله ورزشی‌ام در روئینگ چنین رقابت فشرده و سنگینی را تجربه نکرده بودم. ۱۰۰ مترهای آخر بدنم خسته شده بود و چشم‌هایم تار می‌دید. فقط پارو می‌زدم تا خط پایان را رد کنم. مسابقه‌ای سخت با فاصله‌های ثانیه‌ای. اصلاً فکر نمی‌کردم حریف چین‌تایپه‌ای را جا بگذارم. او برگ آس تایوانی‌ها بود با سابقه‌ای ۱۲ ساله اما در یک ثانیه او را رد کردم.
حریف کره‌ای هم سرسخت بود و با وجود اینکه در رقابت قبلی او را پشت ‌سر گذاشته بودم اما این بار او بود که از من پیشی گرفت ولی خوشحالم در پایان خیلی خوب پارو زدم و دوم شدم.

* به نظر شما دلیل افت روئینگ در این چند سال اخیر چیست و چرا باید تنها یک سهمیه داشته باشد؟

در زمانی که دنیامالی از قایقرانی رفت، فدراسیون دچار مشکل شد. اسبقیان، ابراهیمی و امینی نفراتی بودند که جایگزین او شدند. با این شرایط وضعیت مربیان و اردوها به هم ریخت اما در بخش بانوان روئینگ با درایت سرمربی تیم، فرزام روزها از حاشیه‌ها دور ماندند و تمرکزشان را به تمرین دادند. به نظرم بانوان هم کارشان و هم رکوردهای‌شان خوب بود. درست است دو نفره سهمیه نگرفت ولی رکوردی که بر جای گذاشتند، نشان از ترقی و رشد آنهاست. خود من هم چندین بار رکورد ملی را جابه‌جا کردم اما در بخش مردان که دچار افت شدند، شرایطی بود که بهتر است خودشان صحبت کنند. فدراسیون روی سهمیه عاقل حبیبیان خیلی حساب کرده بود اما نشد.

*پس الان می‌توان به شما لقب رکوردشکن روئینگ داد؟

در این ۹ سالی که روئینگ به ایران آمده است، تایمی را که من به ثبت رسانده‌ام، بهترین زمان بوده است. رکوردهای خودم را هم دو بار شکسته‌ام. یادم هست همیشه به آقای فرزام می‌گفتم مگر می‌شود زیر ۸ دقیقه رکورد بزنم اما الان رکورد ۷:۳۵ را دارم.

*یعنی در اردوها رقیب ندارید؟

در اردوها همیشه رقیب هست. شاید قدرتمند نباشند اما مدت‌هاست با چند ثانیه اختلاف در صدر هستم.

* علت بی‌رقیب بودن چیست؟

من ۶ سال است که پارو می‌زنم و در این مدت همیشه سعی کرده‌ام تمام حواس و تمرکزم روی رشته ورزشی‌ام باشد. سختی زیادی را تحمل کردم. از دوری خانواده گرفته تا اردوهای طولانی‌مدت و تمرین‌های سخت و فشرده اما همه را برای یک نتیجه خوب تحمل می‌کنم. همیشه یک هدف مشخص دارم و تا زمانی که به آن نرسم، دست از تمرین نمی‌کشم. الان هم خوشحالم به یک نتیجه خوب رسیدم.

* المپیک برای هر ورزشکاری آرزو و رؤیاست. فکر می‌کنی در المپیک چه نتیجه‌ای بگیرید؟

همیشه پیش‌بینی‌های سرمربی‌ام درباره رکوردها و نتایجی که می‌گیرم، درست از آب درآمده است. او قبل از مسابقه رکورد من را می‌داند. خواسته اوست که به فینال C راه پیدا کنم و رکوردم را هم ۵ ثانیه بهبود ببخشم. امیدوارم این اتفاق بیفتد و بهترین نتیجه المپیکی روئینگ رقم بخورد. من تمام سعی‌ام را می‌کنم تا به خاطر ایران، خانواده‌ام و کسانی که برایم زحمت ‌کشیده‌اند، بهترین نتیجه را بگیرم.

* فکر می‌کنی نتیجه غیر قابل پیش‌بینی بانوان در المپیک مال روئینگ باشد؟یعنی مدال بگیری.

مدال کمی دور از دسترس ماست. روئینگ رشته سختی است با قدمت ۴۰ ساله و نفراتی که در المپیک پارو می‌زنند با میانگین سنی بالای ۳۵ هستند و تجربه حداقل چهار دوره المپیک. پس این نکته نتایج را پیش‌بینی می‌کند. من سعی دارم بهترین خودمان شوم و نشان بدهم بانوان به خودباوری رسیده و پیشرفت داشته‌اند.

*یعنی مدال شما را برای سال ۲۰۲۰ کنار بگذاریم؟

دقیقاً. اگر شرایط و امکانات تغییر نکند و فدراسیون به ورزشکارش اهمیت بدهد و خود ما هم پیگیر باشیم. با دو سال سابقه حضور المپیکی می‌توان امیدوار بود. روئینگ یعنی تجربه پاروزدن. هرقدر سنت بالاتر برود و بیشتر پارو بزنی، درصد رکوردت بهتر می‌شود. مثل من که بعد از پنج سال توانستم پله‌های ترقی را سریع‌تر طی کنم. در هر دوره رکوردم پنج ثانیه بهتر شده است.

* فاصله شما با قهرمان المپیک چقدر است؟

رکورد قایقران نیوزیلندی ۷:۱۵ است که با من ۲۰ ثانیه تفاوت دارد. البته نباید نادیده گرفت هیچ کاری قابل پیش‌بینی نیست. در آسیا کسی فکر نمی‌کرد این همه رکوردها جابه‌جا شود.

* عامل اصلی موفقیت در روئینگ چیست؟

اگر شاخصه جسمانی را در نظر بگیری، از نظر قدی و قدرت بدنی بسیار مهم است. از لحاظ روحی و روانی هم باید ذهن قوی داشته باشی تا برنده شوی. مسابقه ما هشت کیلومتر است و در آن هر اتفاقی می‌تواند بیفتد ولی با یک اشتباه جای جبران داری.

* در زمانی که پارو می‌زنی به چه فکر می‌کنی؟

همیشه برای پاروی بعدی‌ام برنامه دارم. می‌دانم در ۵۰۰ متر بعدی چه سرعتی باید به پاروی خودم بدهم. در کنار آن هم نکات کلیدی را که سرمربی‌ام به من گوشزد می‌کند اجرا می‌کنم. در طول مسابقه باورتان نمی‌شود تنها صدای او را می‌شنوم. خسته است. استارت بزن، سرعت بده و…

* چطور شد روئینگ را انتخاب کردی؟

خیلی شانسی. زمانی که این رشته را شروع کردم، دو سال از فعالیت آن می‌گذشت. من در استعدادیابی مدارس، زمان خانم ذوالقدر شرکت کردم و بعد از ۶ ماه تمرین در جایی که پارو نداشتیم و هر پنج دقیقه یک نفر از قایق استفاده می‌کرد، توسط مربی رومانیایی انتخاب شده و به اردوی ملی دعوت شدم و اکنون اینجا هستم.

* در اردوها کدام بازیکن و هم‌تیمی به تو انرژی مثبت می‌دهد؟

بهناز مرادخانی مربی من بوده و همیشه به عنوان بهترین دوست کنارم هست. بهترین مشوق من در روئینگ بوده است.

*آینده خودت را چطور پیش‌بینی می‌کنی؟ فکر می‌کنی بعد از ازدواج کنار بکشی؟

بعد از المپیک و روز سوم شهریورماه، روز عروسی من است. بعد از آن هم ۱۵ شهریورماه باید به قهرمانی آسیا بروم. شرایط بعدی بستگی به موقعیتم دارد. شاید نتوانم به ‌طور مداوم در اردوها باشم. اگر فدراسیون موافقت کند، در تست‌های انتخابی شرکت می‌کنم و در صورت انتخاب در زمان نزدیک به اعزام به اردوها ملحق می‌شوم. در حال حاضر تا بازی‌های آسیایی جاکارتا هستم.

* حقوق ماهانه را از کمیته ملی المپیک دریافت کردید؟

خیر. من جایزه فدراسیون را هم نگرفته‌ام چه برسد به حقوق کمیته. تنها جایزه المپیکی شدنم را دریافت کردم.

* فکر می‌کنید امکانات اردویی مناسب با المپیک هست؟

برای رشته ما امکانات خوب است.

*پس چرا تنها یک سهمیه گرفته‌اید؟

برای بانوان مربی خوب (افشین فرزام) یک نعمت بود. او برای تمام مدت برنامه داشت ولی باید بدانید این بار آسیایی‌ها فوق‌‌العاده بودند.

* حسرتی مانده که در ورزش به آن نرسیده باشید؟ مثل مدال المپیک؟

مدال المپیک حسرت نیست بلکه هدف است و انگیزه‌ای برای سایر مسابقات. المپیک بهترین رویداد جهانی است و آرزوی هر ورزشکار. پس من تنها به فکر اجرای بهترین وظیفه خود هستم. حضور خوب و کم کردن رکوردم. پنج ثانیه‌ای که هر روز در ذهنم با آن درگیرم.

* اسطوره تو در روئینگ کیست؟

محسن شادی. به نظر من ورزشکار بزرگی است. او اعجوبه روئینگ بوده که هیچ‌وقت تکرار نمی‌شود. شادی مشوق همیشگی من بوده است.

*آیا همسرت محسن سیفی شما را در ریو همراهی می‌کند؟

از آنجا که ووشو المپیکی نیست، به عنوان ورزشکار به ریو نمی‌آید و اگر شرایطش فراهم شود، احتمال آن هست که آمده و در روز مسابقه کنارم باشد.

* ازدواج دو ورزشکار خوب است؟

محسن خیلی خوب من را درک می‌کند. کمتر کسی می‌پذیرد که همسرش ۲۱ روز کنارش نباشد اما او به واسطه ورزشکار بودنش همیشه درکم می‌کند. البته زندگی با ورزشکاری که معروف باشد، سخت‌تر است ولی درک متقابل خیلی مهم است.

* همسرتان به واسطه رشته‌‌اش خشن نیست؟

اصلاً. او دو دنیای متفاوت را در این محیط‌ها تجربه می‌کند. باید بگویم خیلی هم آرام است. در عوض من خیلی شلوغ هستم.

* با محسن سیفی چطور آشنا شدی؟

در مراسم تقدیر ورزشکاران زنجان من با او آشنا شدم اما در اینچئون و سالن المپیک او را دوباره دیدم و محسن شادی باعث آشنایی ما شد. نکته جالب این است وقتی از اردوی اسپانیا برگشتم، روز ۲۸ اسفندماه ۹۳ بود که از فرودگاه به زنجان رسیدم و از همان‌جا من را به محضر برده و عقد کردیم.

* اگر در ریو موفق باشی، اولین خبر را به چه کسی می‌دهید؟

مادر و پدرم. به‌خصوص مادرم. چرا که او همیشه مشوق من بود. پدرم در ابتدا خیلی مخالفت می‌کرد. اصرار زیاد داشت که مبادا به درس خواندنم لطمه بزند. یادم هست مادرم همیشه با من به اردو می‌آمد و زیر آفتاب ساعت‌ها نظاره‌گر تمریناتم بود ولی بعد از مدتی پدرم هم همراه شد و با هر موفقیتی هر دوی آنها خیلی خوشحال می‌شوند.

مرتضی رضایی – پریسا غفاری/خبرگزاری خبرآنلاین؛

دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *