کد خبر: 179642تاريخ انتشار : ۱۱:۴۰:۱۲ - یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸

یادداشت سادس- مصطفی آقامحمدلو؛

سقوط بویینگ و صعود فتنه در نبرد روایت ها

ما درگیر نبردیم. نبردی با همه طاغوت، با همه ابلیس، با همه عفریته انسان خوار و فریبنده لیبرالیسم و سحر و جادوی آخرالزمانی و هالیوودی اش و در این راه ماندن در میدان حق - با استواری نه با تردید – تنها روح جهادی و ایمان به انقلاب را می طلبد. حیف است پایمان بلغزد. آخر راهیم و صبح و نزدیک …

سقوط بویینگ و صعود فتنه  در نبرد روایت ها

سرویس سیاسی – مصطفی آقامحمدلو: رسول خدا (ص) می فرمایند: كسى كه در آن روز به دين خود چنگ زده و پاى بند است، همانند كسى است كه گلوله‏ اى از آتش را در دست گرفته يا بوته‏ اى از خار را در دست مى ‏فشرد. این مطلب را امروز خطاب به دوستان انقلابی خود می نویسم؛ چرا که پس از چند روز انتظار با غرورهای برخورده و دل های شکسته و عزادار برای شهادت قهرمان شان، تنها چند ساعت طعم التیام را نچشیدند و دوباره فتنه ای دیگر در قلب مبارک شان سبب خون دل شد.


این حدیث رسول خدا مصداق دین داری و انقلابی گری در این روزهای پرحادثه و التهاب است.
هالیوود به زودی برای سقوط هواپیمای اکراینی فیلم و سریال خواهد ساخت و تلاش می کند این حادثه را در کنار چرنوبیل به عنوان یک رسوایی تاریخی در ذهن افکار عمومی ثبت کند. از قضا سناریوی پیش روی ما هم از ظرفیت دراماتیک و داستان پردازی برای حافظه مخاطب برخوردار است! سناریویی که به واسطه آن، بمب خبری پاسخ نظامی به آمریکا و سیلی خوردن آشکار دشمن برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم برای همیشه در فضای داخلی و خارجی مخدوش می شود و فضای وحدت عاطفی جامعه که در اثر شهادت قهرمان امت و ملت رقم خورده بود با شکاف های متعددی از دست می رود. محبوبیت سپاه در داخل به فشار شدیدی از سوی مردم و مسئولین ِمخالفِ جریانِ انقلاب بدل می شود و متعاقبا با این همه حواشی و فشار ایجاد شده دست ما در فضای منطقه ای برای تداوم انتقام فرایندی و راهبردی با هدف اخراج آمریکایی تا مدت ها کوتاه خواهد شد.

به جز بچه های انقلاب و عده ای انسان واقعی که از فوت تعدادی هموطن و اتباع خارجی داغ دیده اند بسیاری هم هستند که از تحقق موارد بالا و یافتن فرصتی برای منکوب کردن نظام و انقلاب خوشحالند. روی سخن با این ها نیست؛ چرا که در نبرد و حق و باطل خداوند می داند چگونه ده خدعه و هجمه دشمن را به یک جهاد دفاعی خنثی کند. اما سوالات مهم دیگری در پس ماجرا نهفته است. چگونه از چند ساعت پس از ویران شدن پایگاه عین الاسد این خبر سرتیتر تمام رسانه های داخلی و خارجی قرار می گیرد و از همان ابتدا از خبرگزاری های خرد گرفته تا سطح نخست وزیران کشورهای بی ربط همه یک صدا فقط گمانه شلیک موشک پدافندی را طرح کردند؟ هیئت های مختلف خارجی با آمادگی کامل بلافاصله چمدان ها را برای عزیمت به تهران می بندند.

شمع روشن کن های کانادا و روشنفکران اروپا در میادین با سگ های به بغل گرفته و اشک های مصنوعی سوگواری ها را آغاز کردند. اکراین به عنوان یک کشور هم پیمان آمریکا که در مناقشه های بزرگ بین روسیه و این کشور موضع گیری می کرده با هواپیمای شرکت در شرف ورشکستگی بویینگ برای این حادثه انتخاب می شود. باگ های نرم افزاری و سخت افزاری هواپیماهای این شرکت و حوادث مختلف ماه های اخیر در پرواز این هواپیماها که علل فنی داشته اند نمی توانست در این حادثه هم محل سوال باشد؟

آیا هواپیما از مسیر پروازی تعیین شده خارج شده است؟ در این صورت طبق پروتکل های بین المللی پدافند کشور پس از طی شدن مراحل اخطار حق اقدام نداشته است؟ آیا سرویس های امنیتی آمریکا روی نرم افزارهای مخابراتی، ماهواره ای و الکترونیکی چنین شرکتی برای خرابکاری اشراف لازم را نداشته اند و نمی توانسته اند طوری عمل کنند که تا مدت ها هیچ ردپایی کشف نشود؟ آیا در شرایط آمادگی نظامی سطح چهار، فرمان خالی شدن آسمان کشور داده نشده؟ در این صورت با چه دستوری این هوایپما تیک آف کرده است؟ آیا در شرایطی که در سطح تیم مذاکره کننده جاسوس داشتیم احتمال وجود جاسوس در سیستم پدافندی کشور وجود ندارد؟ اگر خلبانان فوت شده، عضو سرویس های معاند بوده باشند چطور؟

چه کسی در بیابان در لحظه شلیک موشک در حال تصویربرداری بوده است و چطور اولین بار تصویر از من و تو، بی بی سی فارسی و ایران نشنال منتشر می شود؟ آیا قبل از پرواز عدم نقص فنی هواپیما توسط طرف ایرانی امضاء شده است؟ کاملا اتفاقی هواپیما در شرایط، ارتفاع، سرعت و خط حرکتی قرار می گیرد که هدف متخاصم شناخته شود؟ این حادثه و مسجل شدن قرار گرفتن کشور در سطح بالای امادگی یعنی شرایط جنگی ادعای همین رسانه ها مبنی بر هماهنگ بودن حمله به عین الاسد با آمریکایی ها را رد نمی کند؟ اگر چه همه این موارد و صدها پارامتر دیگر در کنار خطای انسانی در شلیک موشک پدافندی طی چنین حادثه مشکوکی باید از ساعات اولیه مطرح شود و مورد پیگیری قرار گیرد اما همه رسانه ها تنها گمانه دلخواه دشمن را پیگیری کردند.

در حالی که فرایند تحقیق درباره چنین حوادث پر ابهامی در همه جای دنیا ممکن است چند ماه طول بکشد فشارهای داخلی و بین المللی بر نیروهای مسلح کشور چنان زیاد می شود که تصمیم به صدور بیانیه درباره تنها بخش مکشوف ماجرا یعنی برخورد موشک پدافندی به هواپیما بدون طرح گمانه هایی که در آینده ممکن است ثابت شوند گرفته می شود. بماند که تأیید و تکذیب استعفای برخی افراد زاویه دار برای ایجاد فشار در صدور بیانیه نیز در لابلای خبرها شنیده می شد. از صبح امروز که بیانیه -نمی دانم چرا توسط شخص رئیس جمهور- قرائت شد و توییت ایشان دوستانش با تاکیدِ نگارشی بر عبارت سپاه و موشک و کشتارِ مردم، در میان برادران و خواهران انقلابی هم حرف های بسیاری شنیده می شود؛ چرا زودتر نگفتند؟

چرا آقا زودتر بیانیه نمی دهد. چرا خیلی زود عزای عمومی اعلام نمی شود؟ و … . با شنیدن اینها به یاد همان حدیث نبوی افتادم و اینکه در خدعه های آخرالزمانی جز اندکی بر دار قالی ایمان استوار نمی مانند. ما در جنگ فیزیکی سال هاست گوی میدان را ربوده ایم و زمین های اشغال شده استکبار را یک به یک آزاد کرده ایم و دشمن را شخم زده ایم اما در همه این مدت مثل امروز در نبرد روایت شخم خورده ایم و ضدروایت دشمن بر روایت الکن ما پیروز شده است. جالب اینکه از ابتدای شروع ماجرا تمامی جریانات رسانه ای که خرده تعلقی به انقلاب داشتند به ساده لوحی تمام فقط سکوت کرده و نظاره گر ماجرا شدند.

هم اکنون هم برخی حیرت زده اسیر تردیدند. ما در این نبرد سهمگین روایت ها نیاز به سرباز و مجاهد و فرمانده و حتی شهید رسانه ای داریم و افسوس که هر چه غیرت در مجاهدان میادین نظامی داریم به همان اندازه مومن و غیور عرصه روایت نداریم! دست کم در شرایط فعلی سیاهه ای از کشتار چند میلیون نفری دشمن در صده اخیر که بعید است در این حادثه دستش آلوده نباشد و تاریخ پنهان کاری و دروغ پردازی هایش در حوادث مشابه می تواند قیاسی با میزان صداقت و شهامت نظام در رویداد اخیر باشد. صداقتی که اگرچه بی شک نجات در آن است اما در کوتاه مدت می توانست با اندکی سرپوش گذاشتن و ارائه اطلاعات ناقص – آنطور در مرام دشمن هست و در مسلک ما نیست – هزینه های بزرگی را از سر کشور رفع کند. به هر حیث آنان که شجاعت بیان حق را داشته اند بی شک نیک می دانند که الله مع الصابرین و دیری نخواهد پایید که در این بزنگاه رسانه ای طی رویارویی با دشمن هم سیاهی به ذغال خواهد ماند.


ما درگیر نبردیم. نبردی با همه طاغوت، با همه ابلیس، با همه عفریته انسان خوار و فریبنده لیبرالیسم و سحر و جادوی آخرالزمانی و هالیوودی اش و در این راه ماندن در میدان حق – با استواری نه با تردید – تنها روح جهادی و ایمان به انقلاب را می طلبد. حیف است پایمان بلغزد. آخر راهیم و صبح و نزدیک …




ارسال